مرضيه محمدزاده
1115
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
مفتون همدانى سيد مير آقا كبريايى همدانى متخلص به « مفتون » فرزند سيد آقا كبريايى است نسب او با سى و هشت واسطه به امام زين العابدين ( ع ) مىرسد . وى در سال 1268 ه . ش در همدان متولد شد تحصيلات مقدماتى را به انجام رسانيد و دروس عربى و رياضيات را ضمن اشتغال به كار روزانه نزد اساتيد فن تكميل نمود و هيئت و نجوم ، تاريخ و ادبيات و فنون شعر را نيز بياموخت . در جوانى نام مفتون در شهر همدان و غرب كشور به پهلوانى و آزاديخواهى معروف و سپس در جوامع و محافل ادبى كشور به عنوان شاعرى توانا ، عارف و دانشمند مشهور گرديد . سيد مير آقا سرانجام در دهم مهر ماه سال 1334 ه . ش وفات يافت و بنابر وصيتش در ضلع شمالى آرامگاه قديمى بابا طاهر عريان همدانى به خاك سپرده شد . - * - حُسن حَسن چو بگذشت ، دور حسين آمد * شور حسينى اينجا ، با شور و شين آمد سوم امام و ، پنجم نور دو عين آمد * اسلام و كفر صف بست ، حق بين بين آمد شاهى كه شد سر او زيب سنين آمد * برخيز رو نمائيم بر كربلاى اسلام سرپوش از سر خم چون مىفروش برداشت * در خم شراب وحدت كف كرد و جوش برداشت ميخوارهى محبت از دل خروش برداشت * جام بلاى حق را با نوش نوش برداشت نوشيد و ، يار عشق حق را به دوش برداشت * مستانه كرد ره طى ، آن رهنماى اسلام * * * ياران ! سيه بپوشيد ، ماه محرم آمد * ماه محرم آمد ، هنگام ماتم آمد ماتم به روى ماتم ، غم بر سر غم آمد * دوران كفر گرديد ، اسلام در هم آمد كعبه شكست برداشت ، بتخانه محكم آمد در كربلا عيان گشت ضعف قواى اسلام * در كربلا شه دين ، اول چو بار بگشود * برداشت بيعت خود از همرهان و فرمود : حق خواسته كه بيند ما را شهيد ، پس زود * هر كس كه نيست حاضر ، باز است ره نه مسدود واپس كشيد خود را هركس كه بىبصر بود بنمود پشت و بنهاد روبر قفاى اسلام * اول كسى كه آنجا ره را بريد بر شاه * حُرّ بود ، ليك گرديد زود از قضيه آگاه از پيش صف شبانه آمد به پشت خرگاه * توبه نمود و شد جانباز ، قصه كوتاه آرى نزد چو بن سعد خود را به تيغ اللّه « اول شهيد » گرديد در نينواى اسلام *